محمد حسن خان اعتماد السلطنه
709
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
آبلهكوبى ( ص 142 - ص 103 چاپ اول ) خالى از جنبهء تبليغ نيست و نخستين كسى كه به فكر تعميم عمل آبلهكوبى افتاد امير كبير بود كه در سال 1267 عدهاى از اطباى پايتخت را بر آن داشت كه عمل آبله كوبى را به عدهاى بياموزند تا پس از آموختن فن آنها را به ولايات بفرستد و در شمارهء سوم روزنامهء وقايع اتفاقيه مورخ جمعه 19 ربيع الثانى 1267 خبر آن درج شده است . مأمورين امير با بيان محسنات اين عمل مردم را به آبلهكوبى فرزندانشان تشويق و ترغيب مىكردند و حتى يكى دوتاى از اهالى طهران را كه ازين كار كوتاهى كرده فرزندشان مرده بود جريمه كرد . منتهى چون بيچاره بودند جريمه را از خود داد و پس از مرخصى آنها زارزار گريست كه چرا بايد مردم آنقدر نادان باشند كه با نكوبيدن آبله فرزندان خود را به گور بسپارند . براى شرح مفصل رجوع شود به مجلهء يادگار ( س 4 ش 3 ص 68 - 77 ) . خبرى را كه در آنجا ذكر كردهاند مربوط به سال 1297 ه . ق است يعنى سى سال بعد از اقدامات امير كبير . بنابه نوشتهء منتظم ناصرى ( ج 3 ص 363 ) به موجب دستخط همايون خطاب به نواب اعتضاد السلطنه وزير علوم در باب آبلهكوبى اطفال به تمام ممالك محروسه غدغن و تأكيد اكيد شد . ايجاد روزنامه ( ص 142 - ص 9 چاپ اول ) يعنى جريدهء مرتب و مستمر نداشت و گرنه روزنامه را اولينبار ميرزا صالح شيرازى از محصلين اعزامى زمان عباس ميرزا به انگلستان در طهران تأسيس كرده و در عشر آخر رمضان 1252 ه . ق . اعلام نامهاى در خصوص آن انتشار داد و پس از چهار ماه اولين شمارهء آن را منتشر ساخت . يك شمارهء آن تماما در مجلهء انجمن آسيائى انگليس ( ج 5 از سال 1839 ميلادى ) نقل شده است . براى شرح مفصل رجوع شود به مجلهء يادگار ( س 1 ش 7 ص 6 و 7 ) و مجلهء تعليم و تربيت ( س 4 ش 7 / 8 ص 359 ) . دومين روزنامه نيز بوسيلهء مبلغين آمريكائى در روز چهارشنبه 27 صفر 1267 ه . ق . ( اول ژانويه 1851 ) در رضائيه كنونى به زبان كلدانى و به صورت ماهيانه منتشر شد - اين روزنامه « زارى رىدى باهرا » يعنى « شعاع روشنائى » نام داشت و بيش از هشتاد سال انتشار يافت ( مجلهء تعليم و تربيت س 4 ش 11 ص 657 به بعد ) . سومين آن دو روزنامهء وقايع اتفاقيه بود كه از شمارهء دوم به اين نام ناميده شد . براى شرح مفصل رجوع شود به تاريخ جرايد و مجلات ايران تأليف مرحوم محمد صدر هاشمى ، امير كبير و ايران تأليف فريدون آدميت و امير كبير تأليف مرحوم عباس اقبال .